عباس طاهری قراگوزلو عاشق تالش و زندگی بهتر بود. دنیا را با احداث راه های تازه، سدهای بزرگ و پرآب و راهآهن و سازههای از این دست زیباتر و بهتر می دانست. قلب بزرگش ماالمال از شور و شوق و عشق و عالقه به میهن بود و نمود این شور و شعف دستورات مدیریتی و پیگیریهای كارشناسانهای بود كه برای تسریع بیشتر برای اتمام پروژههای بزرگ و مهم ملی می داد. حساسیتش برای انجام پروژههای پیچیده و بزرگ و اثبات شایستگی های پیمانكاران و مهندسین ایرانی ستودنی بود. برای این منظور هرجا كه شرایط ایجاب می‌كرد حضور در كارگاهها و هدایت مستقیم عملیات اجرایی پیچیده ترین طرحهای مهندسی كشور را از نزدیك برعهده میگرفت. به انجام پروژه های آبی از جمله احداث سدهای بزرگ عالقه ای عجیب و قابل ستایش داشت. فن راهسازی را بسیار خوب میدانست و خبره این كار بود. فرآیند اجرای پروژههای خارج از كشور را به خوبی میشناخت. برای او كه فارغ التحصیل كارشناسی ارشد رشته مهندسی راه و ساختمان دانشكده فنی دانشگاه تهران بود و دوران تحصیل دبیرستان را نیز به عنوان شاگرد ممتاز در دبیرستان البرز تهران گذرانده بود این قابلیت مدیریتی و هدایت مؤثر ك ً ارهای عمرانی اصال عجیب و غیرقابل تصور نبود. او بخوبی به اهمیت ساخت سازههای عظیم و پیچیده و تاثیر آن در آبادانی كشور اشراف داشت. بخوبی می دانست چگونه باید مسیر پر فراز و نشیب انجام پروژه های عمرانی داخل و خارج از كشور را پیمود. پیمایش این مسیرهای سخت برای او كه بیش از 15 سال مدیریت عامل شركت استراتوس بود به هیچ وجه مشكل نبود. از كار در كارگاههای راهسازی بالفاصله بعد از پایان تحصیالت دانشگاهیش این مسیر را آغاز نمود. پلهپله با توجه به شایستگیهایش باال آمد و در جوانی به دلیل پشتكار، هوش و استعداد باال و البته توان و دانش مدیریتی اش به باالترین سطح مدیریتی استراتوس رسید. این خصوصیات بارز او بود كه باعث میشود یك پروژه را به خوبی بشناسد و با این شناخت عمیق از روند كارها، هدایت امور جاری شركت را بعهده داشته باشد. ساده زیست بود و به دور از تجمالت زندگی می‌كرد. این جمله اگر برای خیلیها شعاری بیش نباشد اما برای مرحوم عباس طاهری یك حقیقت انكارناپذیر نبود. اتاق كارش در طبقه سوم شركت استراتوس بسیار ساده تزئین شده بود و شاید همین ساده زیستی نیز به او امكان می داد كه فكرش به درستی معطوف اصل كارها باشد. توجه عجیبی به پرسنل داشت كه درآمدهای اندكی داشتند. اگر پای حدیث آنها در شركت بنشینید حكایت های قریبی از كمك ً شنیدن این حكایت های شخصی او به آنها را می شنوید. قطعا شما را شگفت زده می كند كه طاهری تا چه حد غم دیگران را می خورد و سعی در كمك به آنها داشت. وقار خاص، آرامش همیشگی، گزیده گویی، احترام به همكاران و دوستان و سعه صدر بی مثالش از عباس طاهری قراگوزلو انسانی مقبول و به یاد ماندنی ساخته بود. تودار بود و سعی می كرد خیلی حرف ها و بسیاری از مسایل را در خود نگهدارد. اشكال بزرگش این بود كه عاشق كارش بود و این مساله باعث شده بود كمتر به سالمت فردیش توجه كند. قلب بزرگ و رئوفش51 سال او را یاری كرد، پا به پای او آمد اما یكی دو روز آخر به گواه دوستان و همكاران نزدیكش خوب یاریش نمی كرد. خودش هم می گفت خیلی خسته شده است. این اظهار خستگی در روز آخر بیشتر هم شده بود اما افسوس قلب این مدیر موفق، مهندس كارآمد در زیر بار سنگین ناشی از كار پرفشار تاب نیاورد و در ساعت 10:11 شب هنگام نهم بهمن 1389 در منزل شخصیاش واقع در مجتمع هرمزان شهرك غرب از تپش ایستاد. نام بزرگ عباس طاهری قراگوزلو نام جاودانی است كه همواره خواهد ماند و بهرحال حقیقت این است اكنون وجود طاهرش در میان ما نیست اما روح پاكش نظارهگر اعمال ما است. با تالش بیشتر و خدمت به سازندگی كشور نامش را بلند آوازه و روحش را خشنود كنیم. زیرا تنها در سایه سازندگی میهن است كه نكوداشت نام او معنی واقعی خواهد یافت